تبلیغات
gharibe ashena - داستان عبرت آموز تاجر و باغ زیبا

داستان عبرت آموز تاجر و باغ زیبا

 

نوع مطلب :خواندنی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

 

 عکس   داستان عبرت آموز تاجر و باغ زیبا

 

مردی تاجر در حیاط  قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته

و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود.

هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت.

اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد…

تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ،

رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟

درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم…

مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود!

علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم.

از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم.

مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود.

علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم…

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد

پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم



Karri
چهارشنبه 18 مهر 1397 10:43 ق.ظ
9. UCLA College of Theater, Movie, and Tv.
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:06 ق.ظ
It's difficult to find knowledgeable people about this subject, however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
Where is the Achilles heel?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:15 ب.ظ
Wow! At last I got a website from where I be capable of really get valuable facts concerning my study and knowledge.
daniel3freeman46.jimdo.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:42 ب.ظ
Hey There. I found your weblog the usage of msn. This is a very
neatly written article. I'll be sure to bookmark it and come back to learn more of
your useful info. Thank you for the post.
I'll definitely comeback.
manicure
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 02:34 ق.ظ
Admiring the persistence you put into your site and detailed information you present.

It's good to come across a blog every once in a while
that isn't the same outdated rehashed information. Excellent read!
I've bookmarked your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
manicure
شنبه 2 اردیبهشت 1396 09:55 ب.ظ
hi!,I love your writing so a lot! proportion we keep up a correspondence more about your article on AOL?
I require a specialist on this space to solve my problem.
Maybe that's you! Having a look ahead to peer you.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 02:16 ب.ظ
magnificent put up, very informative. I'm wondering why the other specialists of this sector
don't realize this. You should proceed your writing.
I am confident, you've a great readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر