تبلیغات
gharibe ashena

09359068890

 

نوع مطلب :تصاویر ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri




داستان عشقی زیبا

 

نوع مطلب :دانستنیها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و…

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق… ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟


ادامه مطلب

کوتاه‌ترین داستان عشقی

 

نوع مطلب :خواندنی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

روزی مردی از یک دختر پرسید *

«آیا با من ازدواج می‌کنی؟». دختر جواب داد «نه»

 

و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، کلی گلف بازی کرد، هر چه می خواست نوشید و هر جا که خواست رفت...



خسرو و شیرین

 

نوع مطلب :دانستنیها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

دومین منظومه نظامی‌ و معروفترین اثر و به عقیده گروهی از سخن‌سنجان شاهکار اوست. در حقیقت نیز، نظامی‌ با سرودن این دومین کتاب (پس از مخزن الاسرار) راه خود را باز می‌یابد و طریقی تازه در سخنوری و بزم آرایی پیش می‌گیرد.


این منظومه شش هزار و چند صد بیتی دارای بسیاری قطعات است که بی هیچ شبهه از آثار جاویدان زبان پارسی است و همان‌هاست که موجب شده است گروهی انبوه از شاعران به تقلیــد از آن روی آورند، گو این که هیچ یک از آنان، جز یکی دو تن، حتی به حریم نظامی ‌نیز نزدیک نشده اند و کار آن یکی دو تن نیز در برابر شهرت و عظمت اثر نظامی ‌رنگ باخته است.

 

 

داستان کامل خسرو و شیرین نظامی‌ به نثر

 

 

هرمز پادشاه ایران، صاحب پسری می‌‌شود و نام او را پرویز می‌نهد.

پرویز در جوانی علی رغم دادگستری پدرمرتکب تجاوز به حقوق مردم می‌شود.

او که با یاران خود برای تفرج به خارج از شهر رفته، شب هنگام در خانه ی یک روستایی بساط عیش و نوش برپا می‌کند و بانگ ساز و آوازشان در فضای ده طنین انداز می‌گردد. حتی غلام و اسب او نیز از این تعدی بی نصیب نمی‌مانند.

هنگامی‌ که هرمز از این ماجرا آگاه می‌شود، بدون در نظر گرفتن رابطه‌ی پدر – فرزندی عدالت را اجرا می‌کند: اسب خسرو را می‌کشد؛ غلام او را به صاحب باغی که دارایی‌اش تجاوز شده بود، می‌بخشد و تخت خسرو نیز از آن صاحب خانه‌ی روستایی می‌شود. خسرو نیز با شفاعت پیران از سوی پدر، بخشیده می‌شود.

 

پس از این ماجرا، خسرو، انوشیروان- نیای خود را- در خواب می‌بیند. انوشیروان به او مژده می‌دهد که چون در ازای اجرای عدالت از سوی پدر، خشمگین نشده و به منزله‌ی عذرخواهی نزد هرمز رفته، به جای آنچه از دست داده، موهبت‌هایی به دست خواهد آوردکه بسیار ارزشمندتر می‌باشند: دلارامی ‌زیبا، اسبی شبدیز نام، تختی با شکوه و نوازنده ای به نام باربد.


ادامه مطلب

وصیت امام حسن به امام حسین/ مخالفت عایشه با دفن امام حسن در کنار پیامبر

 

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

شیخ طوسی در کتاب امالی خود, وصیت امام حسن(ع) را به برادرش حسین بن علی(ع) بنقل از ابن عباس چنین آورده است:

«این وصیتی است که حسن بن علی به برادرش حسین(ع) نموده است. وصیت او این است:

به یگانگی خدای یکتا گواهی می دهد وبر آستان ربوبیش, آنگونه که سزاست, سر بندگی می ساید.
خدای یگانه را در فرمانروائیش شریک و انبازی نیست
و هرگز از اهل خیانت یاوری نگرفته
و هر چیزی را به اندازه آفریده است.
او برای بندگی سزاوارترین و برای سپاسگویی شایسته ترین فرد می باشد.
هر کس فرمانبر خدا باشد, راه درست را یافته است
و هر کس او را نافرمانی کند به گمراهی افتاده
و هر کس به سوی او باز گردد, از گمراهی رسته است.

ای حسین,
من ترا درباره بازماندگان و فرزندان و خاندانم سفارش می کنم
که اشتباهاتشان را با بزرگمنشی ببخشی و نیکوکارانشان را بپذیری
و هم جانشین من و هم پدری مهربان برای آنان باشی.

مرا در کنار آرامگاه جدم رسول الله(ص) دفن نما,
چرا که من سزاوارترین فرد برای دفن در کنار پیامبر خدا هستم.
البته اگر از اینکار ترا بازداشتند,
ترا به خدا و مقامی که در نزد او داری و پیوندی که با رسول الله(ص) داری
سوگند می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازه گنجایش شیشه حجامت, خون ریخته شود,
تا آنکه پیامبر خدا را ملاقات کنیم و او را نسبت به رفتاری که مردم با ما نمودند, با خبر سازیم.»


حاکم در مستدرک می نویسد: «چون امام حسن بن علی(ع) درگذشت، زنان بنی هاشم در سوک او یک ماه به نوحه و عزا پرداختند.»

امام ابوجعفر محمد الباقر فرمودند:

«بهنگام درگذشت حضرت مجتبی مردم عزاداری برپا نمودند و شهر به صورت تعطیل درآمد.»

شیخ طوسی می نویسد.

چون امام حسن(ع) دار فانی را وداع گفت، حضرت حسین(ع) ابن عباسع عبدالرحمن بن جعفر و علی بن عبدالله بن عباس را فرا خواندند و آنان حضرتش را در غسل دادن و حنوط و تکفین یاری نمودند. سپس جنازه را به مسجد آورده بر آن نماز گزاردند.

شیخ مفید می نویسد:

بعد از وفات امام(ع)، برادرش حضرت حسین(ع) جنازه را کفن کرد و آنرا بر دوش گرفته به سوی قبر رسول الله آورد. کوتاه زمانی نگذشته بود که مروان و یاران اموی او سررسیدند و فریاد برآوردند که شما می خواهید حسن بن علی را در کنار پیامبر دفن کنید؟ این آشوبگران اسلحه بدست گرفتند و آماده مقابله با امام حسین(ع) و یارانش شدند.

هنگامی که حضرت حسین(ع) جنازه را برداشتند تا برای آخرین بار آنرا به مزار جدشان نزدیک کنند، آشوبگران به آنها روی آوردند، در حالیکه عایشه نیز سوار بر استر به جمعشان پیوسته بود. عایشه فریاد می زد که: «من چگونه می توانم تاب بیاورم، در حالیکه شما می خواهید کسی را به خانه من داخل کنید که من او را دوست ندارم


مروان نیز آغاز به سخن نمود و گفت: «آیا سزاوار است که عثمان در دوردست ترین نقطه مدینه به گور سپرده شود و حسن بن علی در کنار پیامبر خدا دفن گردد! هرگز چنین نخواهد شد و من با شمشیر آخته حمله خواهم کرد.» نزدیک بود فتنه گسترش یابد و بنی هاشم با بنی امیه درگیر شوند.

سبط بن الجوزی می نویسد:



ابن سعدی از واقدی نقل می کند که چون امام مجتبی(ع) بر بستر بیماری افتاد و نشانه های مرگ در وجودش آشکار شد به برادر خود فرمود: «مرا در کنار جدم رسول الله دفن کنید.»



و آنگاه که حضرت درگذشت، امام حسین بن علی(ع) تصمیم گرفت که ایشان را در آرامگاه پیامبر خدا دفن کند، امام بنی امیه با پشتیبانی مروان بن حکم و سعید بن عاص والی مدینه بپا خاستند و از انجام اینکار جلوگیری نمدند. کار بدانجا کشید که بنی هاشم برای نبرد با مخلفین قیام کردند. ابوهریره که ناظر جریان بود گفت: «راستی آیا اگر پسر موسی بن عمران از دنیا می رفت، در کنار پدرش دفن نمی شد؟ پس چرا با تدفین حسن بن علی مخالفت می ورزید؟!»



ادامه مطلب

روزی كه صدام برای امام حسین(ع) نذری داد

 

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

خواندنی‌ترین عبرت‌های روزهای پایانی صدام و حكومتش به التجاء او به حضرت سیدالشهداء (ع) برمی‌گردد كه خواندنش بسیار عبرت‌انگیز است.



به گزارش ایسنا،تازه‌ترین افشاگری‌ها، حاكی از تزویر و توسل دروغین صدام به امام حسین (ع) است.



بر اساس این گزارش:

13 سال پس از جسارت صدام به بارگاه قدسی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و كشتار بسیاری از شیعیان و سادات و علمای حسینی، حسنی و علوی توسط این جنایتكار و در حالی كه شمارش معكوس حمله به حكومتش به ثانیه‌های پایانی نزدیك می‌شد موسم عاشورای حسینی در زمستان سال 2003 فرا رسید.

صدام كه خود را در لبه پرتگاه می‌دید و حتی برای فرار از حمله اربابانش تعداد فشنگ‌های تفنگ‌های ارتش رو به زوالش را نیز به سازمان ملل متحد داده بود دست به دامان امام حسین (ع) شد تا بدینوسیله با بدست آوردن همراهی شیعیان كه اكثریت جمعیت عراق را تشكیل می‌دادند برای حكومت خود سپر و حفاظی ایجاد كند.


در آن روز صدام دستور داد 72 دیگ بزرگ غذا آماده كنند و در خبرها اعلام كنند كه صدام حسین برای امام حسین (ع) و به تعداد شهدای كربلا نذری خواهد داد.

صدام شبانه به كنار دیگ‌های غذا آمد و با بیل مشغول به هم زدن برنج و خورشت قیمه عراقی شد تا نشان دهد از مریدان حضرت سیدالشهدا است.

در كنار دیگ‌ها و در مقابل تلویزیون بغداد نماز گذارد و از امام حسین (ع) خواست تا او را در جنگ با كفار یزیدی صفت همراهی كند.



برخی روحانیون وابسته نیز كه امروز در عراق كارنامه‌ای فضاحت‌بار دارند در تلویزیون صدام را در سرزمین امام حسین (ع) سرباز و لشگر خدا نامیدند.


«حمود»، منشی صدام بعدها و بعد از گرفتار شدن در چنگال سرنوشت در خصوص این نمایش صدام گفت: ابوعدی (صدام) به او گفت نمایش سختی بوده است مثل اینكه كسی به كمرش زده است.

حمود می‌گوید: صدام گفت: «مثل آن روز كه ایرانی‌ها در جبهه‌ها تا سقوط بصره پیش آمدند و مجبور شدیم برای زیارت حضرت علی (ع) به نجف برویم خرد شدم كه امیدوارم بر ضد شیعیان تلافی كنم»... و اما این تبلیغات نتوانست صدام را از تحقق وعده الهی نجات بدهد و صدام در محلی كه بسیاری از سادات و علمای حسینی و علوی به مسلخ رفته بودند به دار مجازات رفت.


بوی گند جنازه‌اش و چهره‌ای كه به خوك و موش شبیه بود حتی اهل عشیره او را مجبور كرد سریع‌تر او را دفن كنند تا پرونده جابری از تبار حرام‌زادگان تاریخ برای همیشه بسته شود و امروز آوای یاحسینی كه صدمه زننده بر حسین قصد خاموشی او را داشت پرطنین‌تر از همیشه، آزادگی و جوانمردی و ندای حق را از حلقوم پیروانش در عراق عرب همه‌گیر كند.


بر اساس آمار موجود، صدام و دستگاه‌ جهنمی او كه ماشین ترور و كشتار بعثی‌ها بود صدها هزار عراقی را از دم تیغ ماشین كشتار جمعی خود گذراند. دست به خون علما و دانشمندان شیعه آلوده كرد، خاندان شریفی همچون حكیم و صدر را آماج كینه توزی خود قرار داد و با پستی تمام سر مبارك همچون آیت‌الله امام سیدمحمدباقر صدر با مته سوراخ كرد و در لحظه شهادت این مرد خدا و مرید امام خمینی (ره) بر سرش باده مستی كرد.

صفحات ننگین صدام تنها به همین جا ختم نشد و عتبات مقدسه را نیز در انتفاضه شعبانیه به توپ بست و زائران و مجاوران حضرت سیدالشهداء را در كنار ضریح آن حضرت و سایر شهدای كربلا قتل عام كرد.


ادامه مطلب

شهید آوینی به حاتمی‌کیا چه گفته بود؟

 

نوع مطلب :دانستنیها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

 

شهید آوینی در نقد فیلم "از کرخه تا راین" ساخته ابراهیم حاتمی کیا نوشته بود:
 

دو بار « از کرخه تا راین» را دیدم و هر دو بار ازآغاز تا انجام گریستم.

دلم میگریست، اما عقلم گواهی می داد که تو بر دامنه آتشفشان منزل گرفته ای.

دلم می دانست که تو بر حکم عشق گردن نهاده ای و به همین علت، از عادات متعارف فاصله گرفته ای.

عقلم می پرسید «چگونه می توان در این روزگار سر به حکم عشق سپرد؟»



عقل من می گوید که او «موقع شناس» نیست و دلم پاسخ می دهد «نباید هم چنین باشد»

عقل می گوید: «آخر او که عاقل نیست!»

عقل اعتراض می کند: «او نباید این همه بی پروا باشد.»

دل می گوید: «در نزد عاشقان،پروا ریا کاری است.»
 

 


عقل پرخاشی می کند: «او هر چه را که در دلش گذشته است، صادقانه بر زبان آورده است.»

دلم جواب می دهد: «هر کس باید خودش باشد نه دیگری.»

عقل می گوید: «اینکه دیوانگی است!...»

و دلم تایید می کند: «درست است!»

عقل از کوره به در می رود: «او بسیجی را به مسلخ مظلومیتش کشانده است.»

و دلم جواب می دهد: «روزگار چنین کرده است؛ مگر جبهه فاو را در آخرین روزهای جنگ از یاد برده ای؟ آن چشمهای کور و چهره های تاول زده...؟ مگر این روزها اخبار شهر چرسکا به تو نمی رسد؟»

عقل اعتراض می کند: «هر واقعیت تلخ را نمی توان گفت.»

و دل پاسخ می دهد: «هر واقعیتی را که نمی توان به جرم تلخ بودن پنهان کرد.»

و عقل پیروز مندانه می گوید: «پس اذعان داری که این فیلم تلخ است؟»
 

 

دوست من! فیلم «از کرخه تا راین» تلخ است؛ به تلخی بمبهای شیمیایی، به تلخی از دست دادن فاو، به تلخی مظلومیت بسیجی.

می خواهم بگویم که تلخ است، اما ذلیلانه نیست.

این تلخی همچون تلخی شهادت شیرین است.


ادامه مطلب

مزایای خنده

 

نوع مطلب :دانستنیها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی‌الله)

ما بهشت را برای کسانی که دل مؤمنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)

نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)

بعد از سلامتی خنده بزرگ‌ترین نعمت خداست.(امام علی علیه‌السلام)

خنده و تبسم نشانه بارز خوش‌رویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیه‌السلام)

خوشحال کردن قلب مؤمن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)

نزد خداوند کافر خوش‌رو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)

هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند. (امام جواد علیه‌السلام)

هیچ چیز مثل خوش‌رویی زندگی را شیرین نمی‌کند. (امام حسن عسگری علیه‌السلام)

خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.

خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.

خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.

خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.

خنده زبان مشترک همه جهانیان است.

خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.


ادامه مطلب

حکایت خدا و گنجشک

 

نوع مطلب :خواندنی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
" فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.
" گنجشک گفت:
" لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:
" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. " گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.



فرمول مخفی کوکاکولا پس از ۱۲۵ سال برملا شد

 

نوع مطلب :تازه ها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

کوکاکولا یک نوشابه است اما طی ده ها سال داستان های زیادی در مورد فرمول مخفی این نوشیدنی محبوب وجود داشته است. همین فرمول چند خطی فناوری انحصاری این شرکت محسوب میشده و حالا یک برنامه رادیویی، ادعا کرده که دستور تهیه نوشابه کوکاکولا که ۱۲۵ سال در اعماق شرکت محبوس بوده است را یافته است. ‏

داستان این فرمول شگفت انگیز از آنجا شروع می شود که جان پمبرتون در زمان جنگ های داخلی آمریکا، این فرمول را کشف کرد و دستورش را در کتابی که دستور تهیه داروهای پزشکی هم در آن بود نوشت، کتابی که نسل به نسل، دست به دست می شد. ‏

عکسی از این دستور اسرار آمیز در مجله آتلانتا به تاریخ ۱۸ فوریه سال ۱۹۷۹ میلادی چاپ گشته بود اما در آن زمان کسی به این تصویر و مقاله توجهی نکرده بود. حالا این برنامه رادیویی موفق به کشف آن شده و پس از تحقیقات انجام شده متوجه شدند که این همان دستور اصلی کوکاکولا است. البته در این فرمول فناوری پیچیده ای مانند معماری های چند نانومتری پیدا نمی کنید! اما شاید با دیدن این فرمول جور دیگری به این نوشیدنی نگاه کنید: ‏

‏ مواد لازم : ‏ ‏

- محلول مایع حاصل از کوکائین: ۱۰/۶ گرم ‏
- اسید سیتریک: ۸۵ گرم ‏
- کافئین: ۲۸ گرم ‏
- شکر: ۳۰ ( واحد اندازه گیری اش نامشخص است) ‏
- آب: ۹/۴ لیتر ‏
- آب لیمو: ۹۴۶ میلی لیتر ‏
- وانیل: ۲۸ گرم ‏
- کارامل: ۴۲ گرم ‏


فرمول مخفی برای 7X ‏ ‏

- الکل: ۹۴۶ میلی لیتر ‏
- عصاره پرتقال: ۲۰ قطره ‏
- عصاره لیمو: ۳۰ قطره ‏
- عصاره جوز هندی: ۱۰ قطره ‏
- عصاره گشنیز: ۵ قطره ‏
- عصاره نرولی: ۱۰ قطره ‏
- عصاره دارچین: ۱۰ قطره ‏


کوکا کولا برای محفوظ نگاه داشتن فرمول، آنرا به صورت ۲۴ ساعته تحت نظارت داشت، حتی مدیران هم تنها نیمی از آن را می دانستند و ۲ مدیر هرگز نمیتوانستند با یکدیگر تنها باشند. ‏

آسا کندلر مدیر کوکاکولا، زمانی که دستور را از پمبرتون در سال ۱۸۸۷ خرید، خیلی نگران این بود که مبادا فرمول را از او بربایند و به همین خاطرجدول محتویات را از روی شیشه های نوشابه پاک کرد تا کسی این فرمول را نبیند. و دستور داد که لیست محتویات هیچ گاه نباید در جایی نوشته شود. ‏

در واقع درز کردن این فرمول هم اکنون به ضرر کوکاکولا هم نخواهد بود، زیرا کسی نمی تواند آنرا به صورت ۱۰۰٪ شبیه سازی کند. ‏

دلیلش هم همان محلولی است که از برگ کوکائین استخراج می شود و این تنها کوکا کولاست که با سازمان سرپرستی و ساماندهی مواد مخدر آمریکا قرارداد دارد و اجازه نامه رسمی جهت استفاده از آن را دریافت کرده است. ‏



عاقبت روابط نامشروع و غیر اخلاقی در کلام پیامبر

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.



عاقبت روابط نامشروع در کلام رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم



در هر خیابان و پارکی نگاه کنی یک دختر و پسر دست همدیگر را گرفته و در حال عبور و مرور هستند هر چقدر هم خوشبین باشیم باز یک جای سؤال باقی میماند که : اینها که سنشان به ازدواج نمی خورد و به طور معمول خواهران و برادران هم چنین صمیمانه تمام مدت دست در دست هم نیستند تمام طول مسیر، پس این ها چه نسبیتی با هم دارند؟ یا زیبنده یک جامعه مسلمان است که این چنین راحت حکمی صریح از دین نادیده گرفته شود ؟



با هیچ زبانی نمیشود به جوانان عزیز گفت که کارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و کلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممکن می دانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد که از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و کمی در کار خود تأمل کنیم. بدون پیش داوری این ها نه حرف ستاد امر به معروف است و نه اداره منکرات حرف کسی است که خداوند به جان شریفش سوگند میخورد و او راستگو ترین راستگویان است.



باید این نکته را افزود که این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می کنند، پیش خود فکر می کند، گویا برای این کارها مانعی پیش پای او نیست. لذا اگر چه دختر و پسری باشند که چندان تمایل به ارتباط نامشروع ندارند، اما به خاطر عدم نبودن تقوای بالا و نداشتن شناخت درستی از دین و برخوردار نبودن از معارف بلند دینی و از طرفی وسوسه شیطان، همه اینها دست به دست هم می دهند، زمینه را برای ورود اکثر جوانان به این باتلاق متعفن فراهم می سازند.



وقتی در بین اکثر جوانان جامعه روابط نامشروع رواج یافت، زندگی برای افراد سالم و متدین و کسانی که پایبند به دین و مذهبی هستند، مشکل خواهد بود. در حقیقت چنین جامعه ای به مرضی مبتلا شده که درمان آن بسیار سخت و یا غیر قابل علاج می گردد. همان گونه که اکثر جوامع غربی و برخی کشورهای اسلامی از این روابط نامشروع به ستوه آمدند و دائم در صدد درمان آن می باشند، که متاسفانه به خاطر دوری از دین و معنویت موفق نشده اند. و تنها راه درمان، بازگشت به دین و هویت و اصالت فرهنگی می باشد. اکنون به روایاتی در این مورد توجه فرمایید:

 

 


ادامه مطلب

متدهای نفوذ در دل استاد

 

نوع مطلب :دانستنیها ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان):


این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان می نویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروطم میشوم و ... هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمی کند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یک هو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.


روشی پلید


یک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچکدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم:

«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.»

نمره ی الف کلاس را گرفتم! خدایا مرا ببخش.


صم بکم عمى فهم لایعقلون


درس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است -با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم نا آشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه ی طلایی برگه این جمله بود:

«جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.»


بیست گرفتم! خدایا مرا ببخش.


ادامه مطلب

کیف پول

 

نوع مطلب :لطیفه ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

من خیلی خوشحال بودم.

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم.

والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود.

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم.

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی!
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت

اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو...

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم.

اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم.

وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم..

یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!

ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانواده ی ما خوش اومدی..

 

 

نتیجه اخلاقی: همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید شاید براتون شانس بیاره.

 



فرزندان عاشق مطالعه

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

این خبر برای والدین ناامید و خسته خبر خوبی است: توانایی های زبانی فرزندانتان و توانایی آنها در خواندن تنها به شما بستگی ندارد. اگر می خواهید بچه هایی بار بیاورید که هم عاشق خواندن و هم مطالعه کننده های  موفقی باشند. ایجاد ارتباط بین آنها و بزرگسالان دیگر می تواند کمی  بار را از دوش شما بردارد.

کتا ب خوانی

اگر والدینتان مهمان شما هستند. از آنها بخواهید در این قصه خوانی شبانه شرکت کنند. اغلب پدربزرگ ها و مادربزرگ ها دوست دارند که بدین ترتیب مرکز توجه قرار بگیرند. گهگاهی از والدین یا از همسایه های مسن ترتان بخواهید هنگامی که از خانه بیرون می روید از فرزندانتان مراقبت کنند. مطالب خواندنی نیز در اختیارشان قرار دهید تا با بچه ها بخوانند.

اگر بچه ها عادت کرده باشند که فقط والدین خودشان برایشان کتاب بخوانند، ابتدا باید آنها را آماده کرد تا بتوانند از سبک کتاب خوانی بزرگسالان دیگر لذت ببرند. برای او تفاوت در سبک رفتاری افراد را توضیح دهید. اگر کسی می خواهد برای اولین بار برای فرزندانتان قصه بخواند، بهتر است کتاب جدیدی را در اختیار او قرار دهید، تا این که کتابی را بخواند که مورد علاقه  بچه هاست و داستان آن را از بر می دانند.

قانونی وجود ندارد که بگوید فقط بزرگسالان باید برای بچه ها کتاب بخوانند، بچه های بزرگ تر می توانند از این فرصت استفاده کنند.


ادامه مطلب

عشق یا دوست داشتن؟ کدام یک ارزش بیشتری دارد؟

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

جواب دادن به این سوال شاید براتون کمی سخت باشه 

شاید هم تجربه اش کردین و  جوابشو میدونید 

شاید هم هنوز دو دل هستین

نظر چند نفر رو جویا شدم  و براتون مینویسم 

جالب و خوندنیه

شما چی فکر میکنید؟! 

دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق یک جوشش کوراست و پیوندی ازسرنابینایی اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال.


 

وقتی به کسی بگی دوستت دارم داری بهش دروغ میگی...
در عمل بهش ثابت کن
احساسی که به زبان بیاد پشیزی ارزشمند نیست...
مخصوصا احساس های عاطفی
دوستت دارم..عاشقتمم بریز دور....توی روابط آدم باید خوش باشه...وابستگی مسخره هست...


 


با وجود احترامی که واسه نظرات بقیه قایل هستم باید بگم طی بحث های طولانی که در این موضوع داشتم . به این برداشت رسیدم که عشق جزیی از کل نیست و بنا به نظر یکی از دوستانم عشق کل است در کل .در عشق انتخاب نیست . و اصلا عشق و دوست داشتن دو مقوله کاملا متفاوت است و غیر قابل قیاس .در واقع اساس آفرینش عشق است و ما همگی غوطه ور در این عشق.
این ما هستیم که به درک این عشق رسیده ایم یا نرسیده ایم .
خلاصه بگویم اینکه عشق یکباره به وجود نمی آید بلکه از قبل از تولد ما بوده و بعد از مرگ ما نیز همواره خواهد بود .درعشق مادر به فرزند میبینید که انتخابی نیست. و یکباره به وجود نمی آید و هرگز از بین نمی رود .
آگاهی از عشق واقعی .انکه بنیان اساسی آفرینش شما ست بسیار لذت بخش و باعث شادیست .


ادامه مطلب

فناوری اطلاعات و اقتصاد

 

نوع مطلب :اقتصادی ،

نوشته شده توسط:Afshin heydarri

امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یکی از بستر‌های نوین به سرعت در حال تأثیر گذاری بر زندگی بشر است. این تأثیر در کلیه وجوه اجتماعی دیده می‌شود. از آن جمله تأثیر شدید فناوری اطلاعات بر اقتصاد است. در اقتصاد جدید که مبتنی بر شبکه‌های کامپیوتری است محیط کسب و کار در حال تبدیل به محیطی دیجیتالی (رقمی) است. چنین اقتصادی را با عناوینی همچون اقتصاد شبکه‌ای یا اقتصاد دیجیتال نیز نامیده‌اند. اقتصاد دیجیتال که تحت عنوان اقتصاد اینترنتی، اقتصاد نوین یا اقتصاد مبتنی بر شبکه نیز نامیده می‌شود به اقتصادی اطلاق می‌گردد که قسمت اعظم آن بر پایه فناوریهای دیجیتال شامل شبکه‌های ارتباطی، رایانه‌ها، نرم‌افزارها و سایر فناوریهای اطلاعاتی است.


ادامه مطلب

  • تعداد کل صفحات:9 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...